لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
شمّه‌ای از آن‌چه بر ما گذشت
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران اصفهان

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: {قالب شعر:35}


به نام یگانه‌ی مهرآفرین

***

بحرِ فحشا، بس که طغیان کرده بود،

شد به جان برپا، خروش‌و، التهاب

مردمِ بیداردل، در اعتراض؛

هر کجا آمد، صدای انقلاب

***

مثلِ لاله، سرخ شد، هر دشت با

ژاله ژاله، هاله‌ی خونِ شهید

خواستیم‌ایرانمان آبادتر،

باشد امّا، هرگز آن را، دل ندید

***

چون که بعد از: انقلابِ سختمان

جنگِ هفتاد و، دو ملّت، ساز شد

هشت سالی، با دفاعی بی‌امان

ماندگاریِ صفا، پُرراز شد

***

هر دلِ آزاده‌ای، در طولِ جنگ

شد شهیدِ عشق و یا جانباز شد

عاقبت، با صلحمان گفتیم که:

دوره‌ی رویایمان آغاز شد

***

باز هم ویرانی‌و، ویرانگری

داد، بر ایرانمان، رنگِ جفا

خوشه‌ی جان شد بدونِ هسته‌و،

بی‌انرژی شد، رگِ هستیِ ما

***

سال‌ها، با حکم‌رانیِ غلط

ذرّه ذرّه، حقّمان نابود شد

خرمنِ جان سوخت در بُحرانِ درد

آرزوهای نهانی دود شد

***

یک طرف، دنیای تحریمِ جفا

یک طرف، دورانِ مکّاریِ غم

دستِ آقازادگان هم می‌فشرد

حلقه‌ی حلقوممان را با ستم

***

چون خزانِ ظلم، هر جا شد وزان،

اقتصادِ کشورم، بر باد رفت

سایه‌افکن شد به ما، فقری وسیع

خود، چه حاصل، بودنِ دریای نفت؟!

***

وضعیت، آن‌گونه شد که: عاقبت

دادِ مردم شد پدیدار از نهان

وضعِ کشور را در این دی‌ماهِ سرد

در همین ابیاتِ پایانی بخوان:

***

فقر دارد می‌کند بیداد؛ سخت

سفره‌ها کوچکتر است از هر زمان

توده‌ی مردم، به عنوانِ معاش

دادخواهند از: صمیمِ جانشان

***

با نفوذِ دشمنانِ بدنشان

اعتراضِ مرد و زن، در خون نشست

کشته‌سازی‌های بی‌رحمِ جفا

قلبمان را سخت‌تر، درهم شکست

***

با خسارت‌های دستانِ ستم

حالِ اموالِ عمومی شد خراب

از جفای شعله‌های کینه‌شان

مسجدِ دل‌های مردم شد کباب

***

مثلِ داعش، سر بریدند و، به ظلم،

قاتلِ مردم شدند ابنای شر

وضعِ کشور، شد وخیم از دستِشان

شد معیشت، بی‌امان آشفته‌تر

***

دارد احساسِ نهان، دردی مدام

می‌دهد، چاقوی غم، جان را خراش

حقّ مردم؛ حقّ مردم؛ بی‌امان

می‌شود پامالِ نبضِ اغتشاش

زهرا حکیمی بافقی (الف-احساس)

۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

* باورمندم: گاهی «تکرار» نه تنها ملالت‌خیز نیست؛ بلکه نفس‌انگیز است؛ امّا، تکرارِ درد و رنج مردم، خفقان‌آور است… بگذریم… در سروده‌ی فراروی، تکرارِ عبارتِ «وضعِ کشور» آگاهانه و برای تاکید موضوع است.

* واقعا نمی‌دانم برای بسیاری از نابه‌سامانی‌های این سرزمین چه بگویم؟!

شاید حق با ناصر خسرو بود؛ که می‌گفت:

«از ماست که بر ماست.»


آثار دیگر شاعر :

بازتاب

عشق…

کژدم

صداقت

جنون

اشعار شاعران