هوالله العلي العظیم
” وجود مطلق”
بسم رب العالمین، اللهِ سبحان در وجود
هست مطلق، منحصر، واحد، به هر گفت و شنود
جملگی هستی فقط موجود اویند و تمام!
هر تعّین یا تشخّص پیش” هو” دارد نُمود
ورنه در تشریح آنچه” ممکنش” نامیدهاند
ماسوی الله را نباشد هیچ تمکین از وجود!
گرچه در تفریق و جمع و وحدت و کثرت گهی
می شود نسبی عیار گفتمانها در شهود
لیک در تشبیه و تنزیه اش کسی شایسته نیست
تا گمان و وَهم خود را واشناسد از جمود!
معنی” اسفار” تنها در”دو قوس”ساده نیست
تا به تفسیرش نشینی با عیار تار و پود –
معنی اسفار در ترکیب عشق و آتش است
رو به بالا میرود دود از شهود عطر عود
قوس صعود
هر نزولی هم به چاه از ارتفاعی حشو نیست
سمت دریا میگشاید آبشار اطوار رود
عقل و عشق و حس و وهم و جهل و فهم و عین و ذهن
هرچه خواهی در توان آری به درکش دیر و زود –
باز هم بسته به درکت از ظهور و غیبت است
مثل خیمه گرچه موزون، قائمی دارد عمود
بعد”توحید” از” نبوت با امامت” یا “معاد”
“عدل”حق درنظم خلقت، هم ضمیر هست و بود –
برده با خود در زوایای حیات بیبدیل
کرده مفتون خاطرم را، با تجلی در شهود
” امر” حضرت در تجلی با همان “کُن فَیَکوُن”
باطنی دارد که ظاهر گشت در عاد وثَمود!
همچو سعدی از شعف در هر غزل گل میکند
در دل و جان “سعا” تکرار” یاحَیّ ِ وَدُود”
مکتب شعر امامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم – ٢۵ اسفند ١۴٠٣
١۴ رمضان ١۴۴۶


