شعله ای در سینه دارد آنکه بیمار علی ست
بی قراری می کند مشتاق دیدار علی ست
شیعیان نقش تو در آیینه ی دل دیده اند
شیعه یعنی آنکه با جانش وفادار علی ست
خانه ی مهر علی باشد حریم قلب ما
آنکه در دل داردش، قطعاً طرفدار علی ست
هرم دستانش غرور شمس را در هم شکست
کودکی سرمست از عشق پدروار علی ست
کوچه های شهر در دل رازها گنجانده اند
هر سحرگاهش گواه چشم بیدار علی ست
دُرّ دریای سخاوت دشت بی پایان فضل
جمله حاتم های عالم حول پرگار علی ست
عشق بازی با خدا در خلوت ليل المبيت
مرد می خواهد و این مردانگی کار علی ست
دردها دارد درون سینه اش اما فقط
چاه صحرا همدم و همراز اسرار علی ست
ناله های چاه را آیا خبر داری ز چیست؟
گوئیا شرمنده ی چشمان غمبار علی ست
عرش لرزان است از “فزت و رب الکعبه ” اش
عالمی بی شک همی حیران افکار علی ست
دفتر عمر علی منظومه ی اعجازهاست
شاه بیت هر غزل دیوان اشعار علی ست
چشم دنیا بعد از این هرگز نمی بیند چو او
این جهان بی شک دگر عاجز ز تکرار علی ست
#غدیر_و_قلم
به قلم ✍️ نویده نامجوفر


