(کامسی)(اسم شخص)همیشه از ماشین می ترسید و هیچوقت سوار ماشین نمی شد حتی برای مسافرت بین روستا و شهر از ماشین استفاده نمی کرد و با قاطر و الاغ یا پیاده می رفت یکروز خبر رسید که در مسیر خانو را ماشین زده و فوت کرده کسی باور نمی کرد چون سوار ماشین نمی شد تحقیق بعمل آمد معلوم شد که او حدودا ۴۰ متر زیر جاده پیاده راه میرفته ماشین از جاده منحرف میشه و پس از اینکه چند معلق خورده به او برخورد کرده و کشته میشه از قدیم گفتن ز هر چه ترسیدی بهش می رسی اینما تکونوا یدرککم الموت حتی فی بروج مشیده)هر جا باشید مرگ شما را در می یابد حتی اگر در قصرهای محکم باشید







