ز دلم پرسیدم آن شرم حیا کجاست
آن سادگی و پاکی این شهر کجاست
غرقیم در بند دروغ و بند ریا
آن راستگویان این دیار ما کجاست
اکنون زمانه گشته پراز گرگ نهنگ
همه گویند آن مال امروز ما کجاست
خیر نیکی دگر از این شهر رفته است
آن اهل دلان نیک انگار ما کجاست
برکت زین خانه رخت بر بسته شد
آن سفره خیر و دیرین ما کجاست
حیف از جدایی که بر ما دور مانده
آن روزنه امید این خاک کجاست

