شعر
📚کریان
“نظامی”
بنام خدا ی نقش وادب هم قلم
رقمی می زنم من رقع ای ازدلم
“گویم”
زیک شاعری دیر ٱشنا با ادب
روایتها می کنم من سخنها با طرب
“که”
بنموده است به پارسی همی انقلاب
عراقی به سبکش و نوشتن کتاب
“و او”
تمرکز به نظمش بنموده اختیار
نوشتن به دستانش گرفته قرار
“تا”
نویسا به دفترها یش بسی نغز زد
به گفتن بسی گفته های پرمغز زد
“رسید”
به پانصد زهجری تولدش نکو
سی وپنجی برٱن می کنند جستجو
“بوده”
به گنجه تولدش هم وفاتش چنین
به نظم وبه تقطیعش بباید زدن
ٱفرین
“بدان”
به سلجوقیان جفتی وهم عصربود
خداوندگار نظم و شه نثربود
“چون”
اتابکان حکومت زوی بهره ای داشت
قلم هم به دستانش دل وزهره ای داشت
“یکباره”
به پنج گنج مسیری را نوین باز کرد
سرایش به اوجی ازسخن ساز کرد
“گویم”
ادیبان شاعر از اویند خوشه چین
ندیمان شعرش شدند گزین در زمین
“بسیار”
زعطار و خاقانیها شده هم سخن
به یک برهه بودندش مَه انجمن
“و”
هرٱنچه را ادب خواست اوگفته است
بسی از درّ ناب ختن سفته است
“وای”
بنازم زبان او که تاج شهان
نیرزند به تاری از مویش مهتران
“امّا”
سخنهایت در زبان ایا باقری
نگه دارش چون درگفتن وافری
✍️فرید باقری کریانی
#سپیدانه_ ٱزاد_ نوین
🎍سپیدٱزادنوین:رویش
🗝واژه:ٱزاد_سخن


