کرات ٱسمانی جمله ریزند
کنار چشم زرّین نگارم
“وه”
عجب ناز لبی دارد گل اندام
بریزد صد شرر درکار وبارم
“تا”
کمان ابروی خنجر نشانش
زند زخم و دهد بوس و کنارم
“روم”
درحسن او تا اوج مهتاب
همیشه ٱرزویش رابر ٱرم
“سپس”
شیدا کنم من طفل روحش
به مینای لبش کامی سپارم
“ٱنگاه”
بگوید مست مستم ای نگارا
دو دستی بردو دستانش گزارم
و….
✍️فرید باقری کریانی
#سپیدانه _ٱزاد _نوین
🎍سپید ٱزاد نوین:رویش
شعر
📚کریان


