خانه ی دل
خانه ی پاک دلت رنگین باد
پر ،ز سنبل و شب نسرین باد
واقاقی به نگاهت خندد
سرو ،بر قد بلندت بندد
ره ٱز و ،تو شوی پیوسته
ز تکبر زپلیدی خسته
به دلت راه زند شادی وشور
شوی از خجلت بی پولی دور
زندگی بر روی نازت مژه اش
بکند باز و ،رود دلهر ه اش
وشود کار جهانت ٱباد
برود دل سوی باغی ٱزاد
دست بر سرو وچمن باز زند
به تحرّک سر ٱغاز زند
#فرید_باقری_کریانی
#شعر_ کریان
#شاعر _هرمزگانی
#شعر _ کار _ٱفرینی_جنوب
شعر
📚کریان


