ٱرزوها
شعر
📚کریان
“ٱرزوها”
ٱرزوها کوچکند اندرشروع
مثل یک خورشید کوچک در
طلوع
اندک اندک رنگ کن نقشی
بزن
بوم نقاشی بخندد چون دهن
باهدف سختی به ٱسانی رود
مشکلاتت گوهر کانی
شود
گرتلاش وصبر را پیشه
کنی
ره سوی اکمال واندیشه
کنی
جسم وروحت سیقلی زیبا
خورند
غصه هایت را زجان بیرون
برند
دست بر خاک اَر زنی گردد
طلا
گر نسازی دل به محنت مبتلا
دل که شادان شد شود
بختت بلند
ٱن زمان برروی شادیها
بخند
گل بزن بردستِ چرخ نیلگون
ٱسمان وکهکشانت برتو
خون
می کنند تزریق دررگهای
تو
می رسدتا ماورا ٱوای تو
ٱرزوها دربلندی استوار
جسم وروحت را بسازند
بر قرار
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان


