رنگ چشمانش
شعر
📚کریان
رنگ چشمانش غزل بر دفترم
ریخت برهر خط چنان سیم وزرم
لطف حق رابین که برمن پایدار
پیچش مویش زپا تا برسرم
نفحه ای زد دلنشین و، خوش بهار
می وزد بادی ز دستانش در برم
جلوه ها دارد تن او در رقص باد
شاد می رقصد نگارین دلبرم
دلنشین وناز چه ٱوایش همی
بلبلان مدهوش ومن نظاره گرم
بوی عطرش پیچیده در اوج فلک
هم ملاٸک مست،نگاهش رهبرم
بیش از این من طاقت ندارم در فراق
ای خدایا وصلش نما جلوه گرم
ٱن زمانی که رسم بروصل او
می کنم شکرت تویی تاج سرم
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان


