قالب شعر: شعر نیمایی
روی سکوی مقابل یک پری است
روی سکوی مقابل یک پری است
روی سکوی مقابل یک پری است
از نمی دانم چه جایی، در نمی دانم چه وقتی یک قطار آمد
ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و ایستاد و رفت
واگن اول
تتق تق
واگن دوم
تتق تق
واگن سوم
تتق تق
تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق
تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق
تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق
تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق
تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق تق تق تتق
رفت و دیگر هیچ چیزی روی سکوی مقابل نیست
هیچ چیزی نیست
هیچ چیزی نیست

