قالب شعر: تک بیت
(1)
گریه کردم چون به دنیا آمدم عندالورود
حالیا هر روز می فهمم دلیل آن چه بود
(2)
آن دو چیزی که به کل راستکی نیست که نیست
اشک های زنی و لنگ زدن های سگی است
(3)
طناب و چوبه های دار هر جاست
برای مردم بدشانس برپاست
(4)
پسر خواهر من فامیلی است
و در این مسئله هم بحثی نیست
(5)
عاشقان راست چنین وهم و خیالی در سر
که به کل چشم ندارند کسان دیگر
(6)
هر زمان ذکر بگوید شیطان
شیره خواهد که بمالد سرمان
(7)
تا دهاتی پولداری می شود
دوست و فامیل یادش می رود
(8)
همه گر بگویند هستی تو خر
تو، جان برادر، بگو عرّوعر
(9)
مطلقاً خیری در آن خانه نمی آید به دست
گر در آن جا مرغ می خواند، خروسش ساکت است
(10)
برای بنده همانی که دام بنهاده
درون دام خودش مثل این که افتاده

