غره بدین مشو که نگار تو تک پر است
هر دختری از آن دگری بی وفاتر است
دختر کبوتری است هوسباز و رند که
هر دم دلش هوایی یک بام دیگر است
دلبستگی مقدمۀ دلشکستگی است
مردی که دل به دخترکی می دهد خر است
هر قصه ای ز لیلی و مجنون شنیده ای
یک قصۀ چرند کمیک مصور است
پولی که پای فاحشه ای خرج می کنی
اندک تر از مخارج یک دوست دختر است
او خویش را برای تو هی چس نمی کند
نه پرافاده است و نه دنبال شوهر است
با ناز و عشوه گند به حالت نمی زند
تا که اشاره ای بکنی توی بستر است
داروی درد عشق یک انزال ساده است
تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است

