یلدا
یلدا معشوقه ی گیسوبلند
در انتظار خورشید
حقیقتی شگفت
نه برای پیکار
برای آغوشی عاشقانه
تنِ سپید یلدا در خرقه سیاه
پنهان در زلف پریشان
با شرم، در انتظار ِنخستین بوسه
خورشید، جام شراب بر تن یلدا می ریزد
زلف را به خورشید می سپارد
با اولین بوسه
امید، جوانه می زند
شب زودتر به استقبال خورشید می رود
با شراب ِ شامگاه در #سپندارمذ
خورشید، شولا افکنده
زمین در تاریکی بارور می شود
بهار جوانه زده
سبزه می روید
غنچه، شکوفه، میوه
یادگار مهر خورشید بر زمین
هماوردیِ شب و روز
مردن و زنده شدن
چه باشکوه است #آفرینش_عشق
در طلوع و غروب
یا پیکاری خونین
در قفسی به وسعت دنیا


