کا بردلو
کا بردلو
٪=٪=٪
کا بردلو مردِ نام آشنایم
مرد موهوم در قصه هایم
٪
بردلو مانده از کودکی هام
پر زده ناگهان در هوایم
٪
مرز مابین ماندن و رفتن
شاه بیت همه شعرهایم
٪
عامل لودگی در مثل ها
شاهد گریه بی صدایم
٪
قید دنیا و عقبا زده آشکارا
چون ضمیری نشسته بجایم
٪
می رود همچو رودی خروشان
پا به پای همه دردهایم
٪
چشم بسته به این دار دنیا
گوش می داد بر گفته هایم
٪
داده ام من بهانه به دستش
مانده است سالها او به پایم
٪
من بمیرم برایش همیشه
او بگیرد خودش را برایم


