سس خرسی
سس خرسی
” ” ” ” ” ” ” “
آن ربع پهلوی ، آن دمدمی مزاج
غیرت ببین چطور چوبش زده حراج
چون سرو اوفتاد دل خوش نمود کاج
رهبر که شد شهید او شد به فکر تاج
..
درخواب دید که افتاد ز برج عاج
دریای ذهن او کم کم بشد مواج
چون جوجه اردکی بیند خودش دراج
بیچاره مردمی که او باشدش علاج
..
پاتیل شد شکم پهلو و سر کماج
رویش چو سنگ پا بینی بود چو عاج
یک جو نداره عقل خورده تکان ملاج
دنبال مادر است چون جوجه دجاج


