فزت و رب الکعبه
از فراقت شد خزان باغ مروت یاعلی
تارخت گلگون شداز خون عدالت یاعلی
روز غیرت رو بپایان و رسید از هجرتو
لیلهی قدر از غروبِ ، آفتابت یا علی
آتشی شد در دل ایتام کوفه از غمت
مجتبی افتاده در سیل عداوت یا علی
از دل فرق تو آمد موج جوشانی ز خون
تا کند رنگین ، دل ایتام خوانت یاعلی
مردمان درکوفه اخلاق نبی را سر زدند
خٌلق ربالعالمین در تار و پودت یاعلی
خون ببارد آسمان از این شقاوتها اگر
میسزد انسانِ در کفر و حسادت یاعلی
نور قرآن هاضم جیش شیاطین و ستم
عالمی در هیبت و جل و جلالت یاعلی
مادری باید که مهمان خدا در بیت حق
آورد همچون تورا با عزو شوکت یا علی
در ولادت سایه بانی کرد تورا رب جلیل
درشهادت هم به مسجد میزبانت یا علی
آسمان میزد ندا روح عدالت کشته شد
انبیا هم تا ابد ، در سوز و آهت یا علی
گر مرادی میزد آن خنجر به قلب عالمی
به که بر فرق عدالت ، از شقاوت یاعلی
نغمهی فزت و رب الکعبهات ، آواز جان
چونکه آمد از دل هر قطره خونت یا علی
این دل رنجور مارا هم دمی غرق نداکن
تا بگیرد جان ما هم، یک حلاوت یاعلی
مختار پشوتن « رنجور »


