از امام و جان پیـام آمــد
از امام و جان پیـام آمــد
از امام و جان پیـام آمــد که نــوری می رسد
رو به ایران فخر و فتحی و سروری می رسد
در خیـــابان ها خـــروش ملـت مبعـــوث حق
ماندگار است در شبی انوار طوری می رسد
قلهّ نزدیک است و پاها استــوارند در هدف
عاشقان، برملک ایران نصر و شوری میرسد
بشکند شاخ شیاطین پیشگان از مشت ما
از قیام امت ما بر جهان باد غروری میرسد
رهبر ما رفت به نزد جدّ خود در ملک طوس
از تبار فاطمه میر و علمدار صبوری می رسد
مجتبـــــی گفت ای امیـــــر و قائــم آل رسول
رهبـــــر ما با تو در مجد و ظهــوری می رسد
دشمـــن ایــران و دیــن و قاتــل آن جــان ما
بـــی گمــان با خنجــر ما پای گـوری می رسد
دشمنــان باید بداننـــد در جهــان از هـــر تبار
خنجــر و تیــری به محو هر شــروری میرسد
مژده بر دلهای رنجور و پریشان داد و گفت
آن که با عشق خدا رفت در حضوری میرسد
مختار پشوتن « رنجور »


