مقایسه معشوق
مقایسه معشوق
بی مروت از چه رو گـریان و خوارم می کنی
در قیاس دیگــــــران تشبیه خارم مــــی کنی
بـــر رقیبانـــم محبـــت مــــی کنـی اما مـــرا
لایــق صحبت نمــی دانــی و زارم مــی کنی
جمـله حوران بهشــت را از تو کمتـر دیده ام
شاخ شمشادها که دیدی برمن آوار می کنی
زخمها برمن زدی گفتی فلانی خوش براست
مــی زنـی داغی به قلب و بـی قرارم میکنی
بیــژن و مجنـــون و فـــرهاد دیدهای در روزگار
مــــی زنــی زخـم زبان آنـــها به بارم مــی کنی
من که رنــجور و پریشــان بــوده ام در سالها
بس نبــود و همچنـــان آتش نثــارم مــی کنی
مختار پشوتن « رنجور »


