نقش فطرت ،عقل و دین
نقش فطرت ،عقل و دین
تو دانی نقش دین و عقل و فطرت در بشر؟
چرا خالق تو را ، هنــــگام خلقت گفت هنر؟
چه اهدافـــی خداوند داده از خلقت تو را ؟
شدی مخلـــوق مأمـــور و فـــرستادت سفر
تو مــی دانــی سفـــر پایان بگیـــرد عاقبت
به ســوی خالق خویـــش از، تمام باغ و بر؟
بگویم نقش فطرت، عقل و دین و قصه را؟
هویت را به فطــرت مــیتوان دید ای پسر
به یاری سوی فطــــرت، داده خالق عقل ما
به عقل ما فــــرستاد او کمــک ، دین و خبر
خبــر ، یعنــی همین ، قرآن و خورشید نبی
سیاهـــیهای ذات و عقل و فطــرت را قمر
هوای نفس و شیطان را فــــراموش گر کنی
شوی از دین و عقل و فطـــرت خود در گذر
ازین وسواس شیطانـی شوی رنـجور و زار
خدا یارت نگــردد مـی شوی ، بـی بال و پر
مختار پشوتن « رنجور »


