سیمای دل افروز
سیمای دل افروز
با که گـــویم غم هجران جگر سوز تو را
درکه جویم رخ و سیمای دل افروز تو را
از چه راهــــی بروم تا که رسم بهکوی تو
مــــرغ دل با که کند ، نغمهی نوروز تو را
زان همه جلــوه که داری به کدامین برسم
با چه نقشــی گذران کنم شب و روز تو را
گـــوش دل کـــر شد ازین نغمه غماز جهان
از کـــجا گــیرم ، صدای حکمت آموز تو را
دل و جان بــر که سپــارم که تباهش نکند
از که گـــیرم نکتههای توشه انـــدوز تو را
قلب رنجورم در این زندان غـــمها میتپد
چون بــگیرم طرهی رخشان، زراندوز تو را
مختارپشوتن « رنجور»


