درسلطه خوبان است این خانه ویرانه
درسلطه خوبان است این خانه ویرانه
یاران بخود آریدم بایک دو سه پیمانه
با بوی نسیم امشب صدقافله می کوچد
درکوچه ما حالی یک تور و دوصد دانه درمجلس مه رویان، ای یار سبب سازم
جانا مددی کن تا ؛ سوزم دل بیگانه
تا سر نکشم جامی آسوده مباد این دل
جان در کف و می گردم میخانه به میخانه
پر سوزم و جان گیرم یک دم اگرم خوانی
از پرده برون افتی چون بر در کاشانه
گر صحبت غمگینم در دل اثری می کرد
منزلگه ما می شد آتش زن غمخانه
ما منتظریم ای جان مجنون شده عشقت
شمعی بر ما هر شب ما واله و دیوانه


