نقطهی کانون
نقطه ی کانون توئی، چرخش پرگار منم
عاطرگلسان تویی، همچو خسو خارمنم
شعله به خرمن زنی ، آتش جانم شوی
عشق پر از شور تویی ، عاشق بیمار منم
نرگسچشمان تو، سحر و به تورم گرفت
حیله ی جادو تویی ، خوار و گرفتار منم
زشتی من آفتِ ، نرگس زیبای توست
حوری و غلمان تویی، عاصی بدکار منم
لشکر مژگان تو ، حلقه به جانم زدند
سرور رنجور تویی ، برده به در بار منم
رنجور


