بیرق های حزن و عزا
بیرق حزن و عزا
قامـــــت سیــــــد علـــی آلاله گون افتاده بود
هـــر دلـی از داغ او برحوض خون افتاده بود
مشــتِ او همچون نمادی شد بدنیا در جهاد
عاشــقانِ بـــی قـــرارش بر جنون افتــاده بود
در جهان و صحنهی جنـگ و نبـــــردِ عاشــقان
نکتههایش همچنان سحرو فسون افتاده بود
بیـــرق حـــزن و عـــزا در بام ایـــــران و جهان
در مسـیـر مـــرد و زنها بر عیون افتـــاده بود
در مصـلا همچنـــان خورشید تابان جلــوه گر
در میـان عاشــقان پر چند و چون افتاده بود
کـــودکــان نالان و گـــریان بودنــد از داغ پــدر
بغض آنها ناگـــهان از دل بــــرون افتـــاده بود
هـر پرنــده در هـــوا ، روی درختان بـــی قـــرار
زان جهت که جسم مولا درسکون افتاده بود
با خبــــــرها آمــد از هــــر شاهــــدی در واقعه
پیــکر آن سرو خوش قامت نگــون افتاده بود
هر جوان زانوی غم بر سینهاش بود و حزین
گــــو که از داغ پدر او بــی ستون افتاده بود
هر زنی دیدم پریشان گریه سر می داد و غم
بر گلــویــش مثل یــک بغض درون افتاده بود
ای مسلـمــــان آن ولـــیی کــــردگار و جان ما
همچنان ماهیکه ازخورشید فزون افتاده بود
انقــــلاب و کــــوی دانشــــگاه و آزادی همــــه
از وجود اشـــک مـــردم جوی خون افتاده بود
دختران بیوقفه گریان میشدند ازبغض دل
ناله مـــیکردند که مثل ارغنـــون افتاده بود
تکیه گاه مطمــــئن بر مــــردم ایــران زمیــــن
با صلابت بر وطن ، چون بیستون افتاده بود
چشم مــولا از فـــــراز آسـمان بـــر عاشقــان
در نـــگاهش دشمنان دین زبون افتاده بود
مـــردم دنیا همه رنجــور و محــزون سینه زن
پـــــرچــم آزادگـــی هـا واژگــــون افتاده بود
مختار پشوتن « رنجور »
بیشتر ابیات از مشاهدات دو روزه در نماز و تشییع پیکر مطهر امام شهید است .


