“جهان“
جهان مائیم اگر اندیشه باشد
جهانراچوب وگاهی تیشه باشد
پدر کوه ست ومادر مثل چشمه
درختی تو،و همسر ریشه باشد
بود دختر گُل و خارش مجاور
پسر میوه،که مثل شیشه باشد
نوه تو دل برو چون غنچهء نو
خدا قسمت کند در گیشه باشد
عمو و عمه و دایی و خاله
همه راشاخ وبرگ وخوشه باشد
عروس وجاری وداماد و غیره
شبیه بوته دراین بیشه باشد
عجب جورمیکنداین دروتخته
فلک شاید نجاری پیشه باشد
عزیز(مادربزرگ)بابا (پدرجون)
گلاب از نوع دو آتیشه باشد
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
اجل سنگ ست وآدم شیشه باشد


