انقلاب ۴۲ – ۵۷ امام خمینی
دوبیت مطلع در این غزل توصیفی ، اشاره به قیام سال ۴۲ امام رحمت الله علیه و انقلاب ۵۷ است ،
بر دل تاریک مردم نور جان افتاده بود
آفتابی بر شب پیر و جوان افتاده بود
با عصای موسی عمران به فرعون زمان
هجمه مانند شهاب آسمان افتاده بود
چون امام امت و پیر جماران کرد عروج
حزن و غم برکشور ایرانِ جان افتاده بود
در عزای رحلت او مرد و زن ها بی قرار
بر خیابانها چنان برگخزان افتاده بود
قامت سرو گلستان علوم و حوزه ها
درکتاب فقه و دانش بیبیان افتاده بود
پیکر پاکش چنان گل در میان آسمان
روی دستان جوانان بیزبان افتاده بود
بلبل رضوان سرای عاشقان راه خویش
چشماو سوی شهیدان زمان افتاده بود
جان نهضت در دل دریای عشاق و مرید
یاوران را در نظاره، غم فشان افتاده بود
یاوه گفت صدام کافر در وفات آن صنم
بر دل رزمندگان خشم گران افتاده بود
او نهال دین و نهضت آبیاری کرد و رفت
قامت سرو علی بر چشم جان افتاده بود
پرچم دین شد سیاه و از غمش در اهتزاز
این سیاهی در تن رنجور عیان افتاده بود
مختار پشوتن «رنجور»


