عاشق شیدا
یا مالک الملک
عاشق شیدا
منهمان عاشق سرگشته و شیدا بودم
هر سحـر سجده کنان ، غرق تمنا بودم
از گنـاهان و تسـاهل شـدهام بس خجل
بر سـرِ خوانِ کَــــرَمْ واله و شیــدا بودم
با کسـی شکـوه نکردم ، ز غمِ عشق اما
دیدم آن خواری خود را که هویدا بودم
آن چنــان نـالـه زدم در شب تنهائــــی ام
عالمـی غرق هیاهـو، که چه رسوا بـودم
با همان ناله که در گاه سحـــر مــی دادم
از سـرا پرده شنیـدم خس صحـــرا بودم
داغ رنــجوری و غــم را ، که دهـد پایانی
غیر از آن مالک ملکــی ، که از آنجا بودم
مختار پشوتن « رنجور »


