ایران من زیبای من
ای خاک پاکت توتیا
تاریخ تو پر ماجرا
زیباترین جغرافیا
آرش کمانش زه شده
هامون نشسته تیر او
از حد و مرز میهنم
از هند تا اسپانیا
از شیر خورشیدت بگو
از تخت جمشید کهن
از کورش و از داریوش
کمبوجیه تا بردیا
سر برکشد بر آسمان
کوه دماوند ت ولی
در پیش پای زاگرس
سر خم کند هیمالیا
وقتی که بم لرزید شب
ایران سراسر تب گرفت
بر قامتش رخت سیاه
گویی گرفت قانقاریا
سرسبز هستی در شمال
خونگرم مردم در جنوب
سبز و سفید و قرمزت
شد افتخار آسیا
من یک وجب از خاک آن
با جان برابر دانمش
سرباز خاک میهنم
دشمن نداند گوئیا
کرد و بلوچ و ترکمن
فارس و لر و ترک و عرب
تسبیح وار در یک مدار
از ماد و پارس و آریا
در قلب یک ملت تویی
مانا و جاویدان شوی
کردم برایت این دعا
در پیشگاه کبریا


