شعر رمزدار
( شعری که با سر هم کردن حرف اول هر بیت اسمی یا جمله ای در میاد)
ر=رویای من امروز هم
در گوشه ای بی گفتگو
رخصت نمانده بود و من
در اضطراب حس او
و=وا میشد انگاری همه
درهای بسته روی من
احساس میکردم کمی
نزدیکتر گشتم به او
ی=یک بوسه از لبهای من
یک خنده از لبهای او
هر گوشه زخمی یادگار
حتی نشان زیر گلو
آ=آغاز میشد ما شدن
در هاله رسوا شدن
وقتی که لب وا کردنش
میشد برایم آرزو
بیدار شو با خندهای
یک روز نو آغاز کن
یا هم قدم شو با زمان
از خاطرات من بگو


