لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 شهریور 1405

پایگاه خبری شاعر
به شرط چاقو در لیوان سراب
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران تهران

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: شعر سپید


 

تعارف که نداریم 

صندلی را بکش عقب

بفرما جنابِ دشنه در آستینِ مخمل 

قهوه‌ات را با زهرِ مارِ لبخندم… (نه، خط بزن: با قندِ پهلویم)

شیرین کن 

 

من چقدر «پُست‌مدرن»

به دریاچه‌ای که در چشم‌هایت کویر می‌زایید

قلاب انداخته بودم 

(ماهی‌ها پیش از تولد، در تابِ تابه برشته بودند و

آب،

فقط سه حرفِ الفبا بود که از گلویِ تشنه‌ام پایین نمی‌رفت)

 

دست دادن با گیوتین

آدابِ خودش را دارد 

اول باید انگشت‌هایت را 

در جیبِ پالتو جا بگذاری

بعد به سلامتیِ گردنِ نداشته‌ات

پیکِ سراب را تا ته‌ِ درّه سر بکشی 

گفتی : «صلح؟»

کبوتری از دهانت پرید که منقارِ کرکس داشت

گفتم : «قبول… اما به شرطِ چاقو »

 

فاصله‌ی آغوشِ تو تا انهدامِ من

دقیقاً مساحتِ حبابی بود

که رویِ اقیانوسِ خیالیِ رویِ میز

ژستِ ناخدایی می‌گرفت 

(لطفاً این سطر را با صدایِ دورگه‌ی یک احمق بخوانید:)

«او مرا دوست دارد… او مرا دوست… او مرا… پاره پاره…»

 

دشمنِ عزیزم 

(کلمه‌ی «عزیز» را حتماً در گیومه‌ی خونین بگذارید)

تو از اول هم قرار نبود درخت باشی

من بودم که تبر را

به شکلِ نوازش

به سینه‌ام سنجاق کردم 

 

حالا هی بگو : آب 

حالا هی بگرد دنبالِ سایه‌ات 

در نیمروزی که خورشیدش

از جیبِ تو طلوع می‌کند 

خنجرت را کمی مهربان‌تر بچرخان در پهلویم 

من هنوز

به آن لبخندِ کجِ چکه کرده در سراب

دلبسته‌ام

 

(نقطه سرِ سطر؟

نه !

نقطه سرِ گور)

 

 

پس نوشت :

برای برخی ها که گفتند کمک های خاله ( بی بی)

و عمو( ترامپ ) در راه است 

نوش جان 

 

 


آثار دیگر شاعر :

خیس

دعبل

محید

شهید

قاف

زهازه

احمد

یحیی

ماز

فطرس

رَطُ

کمی

کاشه

احمد

پنچر

لاهه

آمور

بانو

نون

شلغم

هناس

ن ذ ر

حیم

اشعار شاعران