لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
سایه خوار
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران تهران

قالب تخصصی اشعار : غزل

 سایه خوار


مثل یک تکه نانِ خشکیده
گوشه‌ی سفره‌های بی‌برکت
مانده بودم که سیر شان بکنم
کِرم هایی حقیر و بی‌حرکت

من که بودم؟ سوالِ تکراری
پاسخی در گلو گره خورده
مثل یک دکمه ای که می لنگد
روی پیراهنِ پدر مُرده

وعده‌ی مرگ و انهدامی که
در سرت بود و در سرم می‌ریخت
چشم‌هایت زبان استفهام
که به ماضی باورم می‌ریخت

سایه‌ات رویِ شهر سنگین شد
کوچه‌ها را یکی یکی بلعید
ناگهان در سکوتِ مطلقِ شهر
یک نفر بی بهانه در تبعید

ما دو بازیگرِ فراموشی
متن را باد با خودش بُرده
شرح دل واژه های تنهایی
روی لب‌های سرد و افسرده

من به پایانِ خط رسیدم و تو
نقطه‌ی تازه ی جنون هستی
من سکوتِ عمیقِ یک گورم
تو هیاهویِ خاک و خون هستی

دود شد، رفت سمتِ آبادی
ابر شد، رویِ شهر باران ریخت
قطره قطره جناسِ خالص بود
که ميان تنِ خیابان ریخت

لای پرچین انتحاری تو
انقلابِ جنابِ ابلیسم
شعر را خط زدم، تمامش کن
باورت را شبانه می لیسم

پای ذهنم بلوط میکارم
کشته ی ماجرای خودکارم
درد را ناشیانه هی کردم
توی جغرافیای بیمارم

فلسفه زیر تخت یخ کرده
جبر در احتمالِ شاید ها
نطفه‌ی شعرهای سقط شده
گریه در انجمادِ بایدها

چای تلخی که روی میزت ماند
حسرتِ یک قرارِ معمولی
خنده‌ی مضحکِ زنی در قاب
لاشه ی یک نوارِ معمولی

از مُصَدّق به کودتا رفتیم
از خیابان به کنجِ پستوها
لای تاریخ، دست و پا زده‌ایم
شریانی فدای زالوها

پای شعری که سانسورم کردید
حرف‌هایی نگفته‌تر مانده
مثلِ یک فحشِ بد کنار دهن
هر کسی با اشاره ها خوانده

شب به شب قرص‌های رنگارنگ
خوابِ رنگین‌کمان و آزادی
صبحِ فردا دوباره باتوم و
رقص یک پای قاسم آبادی

من زنم، یک عروسکِ کوکی
توی دستانِ هرزه‌ی تقدیر
یا که مَردَم، شبیه یک سایه
خسته، دلسرد، بی‌پدر، دلگیر

کافکا در اتاقِ من گم شد
مسخ در لایه‌های هر رویا
سوسک‌هایی که شعر می‌بافند
پشتِ دیوارِ چین برای شِفا

دست‌هایت کجاست؟ گم شده‌اند
لایِ موهای دختری دیگر
شعر، تنها پناهِ آخر نیست
می‌روم سمتِ باوری دیگر

خسته‌ام، مثلِ ماشه‌یِ زخمی
بعدِ شلیکِ تیرِ آخرِ جنگ
مثلِ سربازِ بی‌پلاکی که
مانده زیرِ هجومِ آهن و سنگ

شعر یعنی جنونِ با کلمات
رقصِ چاقو میانِ دنده و پوست
شعر یعنی که دوستت دارم
شعر یعنی بهانه شانه ی اوست

دفترم را ببند و دور انداز
کلماتم فدای خودکارند
پای ذهنم بلوط می‌روید؟
نه! که اینجا دروغ می‌کارند


آثار دیگر شاعر :

خیس

دعبل

محید

شهید

قاف

زهازه

احمد

یحیی

ماز

فطرس

رَطُ

کمی

کاشه

احمد

پنچر

لاهه

آمور

بانو

نون

شلغم

هناس

ن ذ ر

حیم

اشعار شاعران