جنون وصال
از قطرهی خون، جوانه در خاک شکفت
در ظلمتِ شب، چو نورِ افلاک شکفت
از خویش بُرید و تا خدا بال گشود
در باغِ جنون، کنارِ ادراک شکفت


جنون وصال
از قطرهی خون، جوانه در خاک شکفت
در ظلمتِ شب، چو نورِ افلاک شکفت
از خویش بُرید و تا خدا بال گشود
در باغِ جنون، کنارِ ادراک شکفت