سنگ پا
سنگ پا
،،””،،””،،
چه می گوید نگاه سرد سنگ پا با لیف
چه می بیند دو چشم آینه در کیف
،،
چه میگوید صدای ممتد جیرجیرک آن بالا
که می خواند به گوش تیر برق لالا
،،
چه می ریزی به پای یاس پژمرده
چه می مالی به نای اسب وامانده
،،
چه می پرسی ز زندان گاه بیگاری
چه می خندی به دندان لق معتاد سیگاری
،،
چه میدانی ز حال و روزگار فرد اعدامی
چه می فهمی ز رسوایی ، ز بدنامی
،،
چه میدانی که بی تو حال من چون است
چه میدانی دوای درد لیلی پیش مجنون است
،،
مثل بیدی که لرزان است کنار درب نجاری
مثل شلاق در دستان نادرشاه افشاری


