گونه ی سیب
+
گونه ی سیب
،،،،<>،،،،
غلطید قطره شبنم شبی به گونه ی سیب
افتاد یاد من آن اشکهای دانه دانه ی تو
..
افشان چو کرد سر زلف بلال را نسیم
در خاطرم گذشت لطافت موی کرده شانه ی تو
..
خورشید که سر می کشد از میانه کوه
تقلید کرده است از سرک های عامدانه ی تو
..
من پاره می کنم چرتی که به چشمم نشسته است
شاید گره خورد نگاهم به نگاه مخفیانه ی تو
..
بر نخل قامتت رطب لب می زند چشمک
کوتاست دست من و بلند است آشیانه ی تو
..
به راه راست هدایت شده است آنکس
که راه کج کرده به سمت خانه ی تو


