دلنوشته
در میان ساده ترین لحظه های زمان صدای تیک تاک قلبم بیشتر از هر نجوای زیبای شبانه بود
به من گفت مرا یادت هست ، در سخت ترین و دلنشین ترین لحظات زندگی همراهت بودم اکنون نوبت توست که بگویی چقدر دوستم داری راستی یادت هست کجا شکستم وبند زن حرفه ای هم نتوانست خوبم کند. اکنون بیا مرا ورق بزن وگرد وخاکم را جلا بده .
تنها یارم آرامش را طلب میکرد ومن ماندم ومن .
با احترام
به وقت زمین


