قالب شعر: چهار پاره
بیست
○●○●○●
یک ماچ طلب کن
از حضرت والا
یک موچ گرفتی
از مصدر بالا
یک قاچ برش زن
از خرمن دنیا
یک قوچ ببر سر
قربانی لیلا
…
یک پنجره وا کن
از سمت مجاور
یک حنجره بشکن
از درد مداوم
یک انجره دل شد
رنجیده و نادم
یک معجزه خواهد
آینده و قادم
…
یک لحظه تو بنگر
در آینه حالا
یک ثانیه بنشین
دل را به تماشا
یک قافله دل را
همراه خودت کن
یک فاصله بنداز
بین تو و حاشا
…
یک عمر نشستم
در حسرت دیدار
یک سال علافم
ای دلبر دلدار
یک پرتره افتاد
بر پرده پندار
یک آب گوارا
در سایه چندار
…
یک بیست گرفتی
از حضرت استاد
یک شعر نوشتم
بر دفتر استاد
یکبار دگر نیز
این چرخ بچرخان
تا قرعه بیفتد
بر بستر استاد
…
،،حاجی اکبری،،


