یکی یکی
#####
یکی یکی شماره کن تو صد هزار درد من
ز صد هزار درد من کسی نمی خرد یکی
شکی ندارم این دلم بهانه اش تو بوده ای
تو چپ نگاه می کنی گمان کنم به خود شکی
تکی بزن به کشته ات که در قمار زندگی
به باخت راضیم بدان حقیقتا تو هم تکی
چکید اشک گرمی و شده به گونه ات روان
روان و تلخ و ساده ای بسان دان کرچکی


