لن ترانی
لن ترانی
▪︎▪︎….▪︎▪︎
دام بر راهت گذارند دلبرای دامغانی
صف برایت می کشند اغواگران اصفهانی
..
کاش روزی می زدی یکسر به کاشان
تا ببینی در کهک نو اختران کهکشانی
..
بوی گل مستت کند اندر مسیر شهر بوکان
پای از کفشت در آرد گیوه پوش اردکانی
..
حوری ار خواهی ببینی کن سفر بر شهر لاهور
سبزوار پر باشد از سبزینه های آنچنانی
..
شیر از بیشه برون آمد ندارد نر و ماده
هم به شیرازند مخفی دختران تن تنانی
..
بیستون را اشتباهی کند فرهاد بهر شیرین
بیشتر قاین ببینی زلفای زعفرانی
..
لیلی ها در لاله جینند گر که میخواهی بدانی
..
آهوان خوش خط و خوش خال اهواز
رم کنند وقتی ببینند خوشگلان رامیانی
..
قند در دل آب گردد تا روم سمت سمرقند
آشتی با ما نکرده ماهروی آشتیانی
..
دلبر از جان خوبتر پیدا نگردد جز برازجان
تو اسیر چشم جادو می شوی با سیرجانی
..
بخت اگر یاری کند میشه نصیبت بختیاری
به شود حالت چو همراهت بیفتد بهبهانی
..
گر بخواهی زن بگیری بهترین جا مرزن آباد
در جهان کمتر ببینی زن به این شیرین زبانی
..
می رود چون کبک کوهی دختران کهگیلویه
دختر بویراحمدی مثلش تو هرگز لَن ترانی
<_>


