توصیف عملیات قراویز سر پل ذهاب ۱۳۶۰/۶/۱۱
شصت و چند ماه قراویز
میرسد بر هرمشامی عطری ازسوی قراویز
پرکند دشت و دمن را سر به سربوی قراویز
خاک آن در طول ماهها ، آسمانی پر ستاره
می درخشید آفتاب ها بر سر و روی قراویز
چهرهها بودند درخشان قبلاز اوج آسمانی
نقطه ی پرواز یاران شد همان گوی قراویز
سُرب سرخ ازآسمان جشن عروج عاشقان
بر سر آن لالهها افشان شد از کوی قراویز
حمله بردند شیرمردان غاصب ملک وطن را
خون پاکان جاری از هرسو و از جوی قراویز
رشتهی بازی دراز و تپه شارک دشت پاکی
جملگی شد لاله باران ، از هیاهوی قراویز
رود الوند سرخ و مواج و پریشان و خروشان
در فرار از هیبت مردان جنگ جوی قراویز
شصت و چندماه درخشان از دیار هگمتانه
تا فلک ارواحشان ، رفت از فرا روی قراویز
داغ رنجوری بجان افتاد از آن مردودی خود
لایق این جان نشد، اوجی از آن سوی قراویز
مختار پشوتن «رنجور»


