شمس و قمر
~~~~~~~~~
به خورشید محمد هست اقمار
دوازده تا قمر پشت سرهم
دوازده ماه آن در یک مدارند
جدا هرگز نمی گردند از هم
به فروردین علی خیبرشکن شد
که از هیبت درش پاشید از هم
مه اردیبهشت باشد حسن نام
کرامت را و رحمت جمع باهم
حسین خرداد طوفانی سالست
رقم زد گردش این چرخ برهم
ز تیر کین رهید سجاد عابد
عبادت را گزید دل غرق ماتم
گرفت مرداد گرمایش ز باقر
شکاف افکند در دل عِلم عالَم
بود صادق به شهریور نمایان
سر هر پادشاهی پیش او خم
بود مِهرش بدل موسای کاظم
خزان گردیده اولاد از سرخشم
علی موسی الرضا سلطان آبان
رئوف و مهربان گردیده مَحرَم
جواد آن آذر رخشان میدان
که آموزش دهدبخشش به حاتم
اسیر بند غم هادیست چون دی
همیشه سَمت او بالاست پرچم
به بهمن عسکری دنیا عوض کرد
جهان درگیر تردیدیست مبهم
شوم امیدوار در پیش اسفند
ظهور منجی ار گردد فراهم
تمام این دوازده ماه نورش
ز نور عارض زهرا ست یکدم
چو منشوری بود زهرای اطهر
شعاع نورها افکنده بر هم
اگر بر ریسمانش میزنی چنگ
بود از لطف کوثر قلب محکم
قوام زندگی در نورشان است
هزاران سال نوری را مسلم
از این اقمار در هستی یکی را
قضا بر روی ایران شد منظم
خراسان مرقد سلطان اعظم
دل یک کشور آنجا کرده سَرهم
ولیعهدش نگو او پادشاه است
ز ملک جام جَم ، برجمله آدم


