[۴×۳]
یک را به دو کرد مُدعی سه در چهارش می کنم
ده بر یکش باشد کنار کسر از هزارش می کنم
پنج شش نفر را گفته ام این هفته بارَش می کنم
ده بیست روز دیگر هم سی چل نثارَش می کنم
شَصتش خبر دار اَر نشد صد ناسِزا گویم به او
صد سال دیگر هم شود آخر شکارَش می کنم
من ضرب در او میشوم تقسیم بر اندام تو
جمع ار شوم باتو بدان مِنهای کارَش می کنم
زوجِ مرتب من وتو ،صورت و مَخرج من وتو
مَیلم بود در حَد تو قطعا مَهارَش می کنم
تابع شوم بر روی تو،مُشتق بگیرم از رُخت
از حَد که هم او بگذرد بنگر چِکارَش می کنم
بینم اگر روزی شده در زیر رادیکال تو
جَذرش بگیرم آنچنان بیچاره خَوارَش میکنم
گر قامتم شد مُنحنی سَهمی بود اَبروی تو
نازم به هُذلولی لب ،گُویِ دَوارَش می کنم
ماتریس ابعادش بده در طول و عرض و ارتفاع
من در پرانتز گویمت گَرد وغبارَش می کنم


