تب من تابعی از گرمی شهریور دوست
شب من سایه ای از گیسوی افسونگر دوست
..
لب من در هوس خارک سرخ لب او
دل من نرم تر از بالش زیر سر دوست
..
قد من شاخه ای از سرو سهی قد وی
حج من لمس کنم حلقه وصل در دوست
..
خط من شعر غمینی است در دفتر عشق
تن من بوی گلاب میدهد از بستر دوست
..
شک من اینکه دخالت کند افراد حسود
غم من خوردن زخم است از خنجر دوست
..
رگ من ریشه من هر چه شمارم همه اوست
بت من کعبه من قبله من سنگر دوست


