تبخال
°°°°°
روی در روی نظر خیره به تمثال تو گشت
پشت بر پشت گره بر تن من شد تمدار
،،،
رج به رج بافته ام نقش خیالت در سر
سر بی دوست همان به که بماند سر دار
،،
تار گیسوت تنید تار بر این خانه تار
تار شد چشم من وناله بیفتاد به تار
،،،
لب نهادی به لب جام و دریدم جامه
از تب خال تو تب خال زده این تبدار
،،،
تیر مژگان تو و بمب صدای نفست
شد سرازیر به سمت من و دل شد آوار
،،
بید مجنون دلم خم شده از لی لی باد
سیلی باد کند شاخه تر را بیدار
،،
پند ار می شنوی با من دیوانه بساز
شب و روزم شده تو ،ای تو همه در پندار


