قالب شعر:
به نام یگانهی مهرآفرین
چند کوتاهکلاسیک پیرامون انتظار
۱
فضای جمعهوُ، دل، منتظر شد
گُلو، هر جوششِ گِل، منتظر شد
میانِ راههای عشق و احساس
دلم، منزل به منزل، منتظر شد
۲
جمعه شد؛ سهمِ دلم، بغضی نهانست
التهابِ لحظههایم، بیکرانست
نرگسینِ سینهام، دیده، به راه و
حسّ بیتابی میانِ نبضِ جانست
۳
جمعه استوُ، سازِ قلبِ من، صدایت کرده
چنگِ سینه، کوک با شورِ نوایت کرده
حسّ خوبی میتپد؛ وقتی بیایی؛ وانگه
بشنوی حرفِ دلی که: جان فدایت کرده
۴
جمعه است و دل من باز هوایت کرده
تا فراسوی تپش، سینه صدایت کرده
میشود نیم نگاهی به تبِ سینه کنی
بشنوی حسّ دلی را که فدایت کرده
۵
دوباره جمعه شد؛ ای مهربانم!
غمی سنگین، به دل دارد نهانم
مدام احساس ِ غمگین را دهم تاب
مدام از فرط ِ هجرت، ناتوانم
۶
رسید آدینهو، چشم انتظارم
به غیر از حسّ غم، دردی ندارم
برای مرهم ِ غمهای هجران
بشو؛ ای منجی حق! سایه سارم
۷
سلام آقای خوب ِ مهربانم!
چقدر از درد ِ هجرانت بخوانم؟
به غیر از دوریات، دیگر ملالی
ندارد خاطرِ احساسِ جانم
۸
تمام حسّ و حال ما شده، خشک
فضای جوشش رویا شده، خشک
بیا آقای ناب جمعه هایم
که بی تو، نرگس دلها شده، خشک
۹
همه، آدینهها آماده هستند
دلِ آیینهها آماده هستند
برای انعکاسِ نورِ پاکت
فضای سینهها آماده هستند
۱۰
ببین! آدینه را آماده کردیم
دلِ آیینه را آماده کردیم
برای انعکاسِ نورِ پاکت
فضای سینه را آماده کردیم
۱۱
نمانده، حسّ و نا در جامِ جانها
ببین! نرگسترین دیده، به راهت
نشسته؛ تا بیایی، از کرانها

