سه کوتاهکلاسیک دلانه
به نام یگانهی مهرآفرین
سه کوتاهکلاسیک از کتاب دلگویههای بانوی احساس:
– یک دوبیت:
در سکوت دل خود، داد زدم
دادِ دل، یکسره فریاد زدم
بس که احساس دلم، درد و غمست،
مشعلِ غم، به ره باد زدم
***
– دو دوبیتی:
۱
نباشد جفای تو من باورم
نگردد به جز عشق «تو»، در سرم
از احساسِ پاینده در جامِ دل
تو سرشار کن کام و هم، ساغرم!
۲
چقدر این دل هوای سرد دارد!
هوای پر ز خاکو، گرد دارد!
ز بس شبنم چکاند احساس قلبم،
دلم شب بوی زرد درد دارد!
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
خوانش مهرانگیزتان را سپاس!
ردّ قلمتان جاودان در دلِ دیوانِ روزگاران!

