دنیای من پُر از جوانهی عشقست
به نام یگانهی مهرآفرین
✍ یازده دوبیت:
۱
آه…
ای ماهِ شبافروزِ دلو
احساسم!
نالهوُ
سوزِ شبو
روزِ دلو
احساسم!
دوستت دارم و از:
آتشِ
دوریِ توست
سوختن
ساختنو
سوزِ دلو
احساسم
*…*…*…*…*…*
۲
برگرد
به سوی قلبِ حسّاسم باز!
برگرد؛ بیا
به نزدِ من
با آواز!
در رقص بگیر
شورِ احساست را!
از نو
بِنِما
تو عاشقی را
آغاز!
*…*…*…*…*…*
۳
فریاد کن
حسّ تبی
با دلِ خود!
پرواز کن
تا تپشی؛
تا دلِ خود!
وقتی
دلت
میتپد از:
بلبلِ مهر،
در یاد کن
یا تبِ گُل؛
یا دلِ خود!
*…*…*…*…*…*
۴
تبهای من
پُر از:
بهانهی عشقست
لبهای من
پُر از:
ترانهی عشقست
شبهای من
پُر از:
ستارهی احساس
دنیای من
پُر از:
جوانهی عشقست!
*…*…*…*…*…*
۵
تبی
در حسّ جانو
هوشمان
گُل کرد
دلی
در سینهی گُلپوشمان
گُل کرد
به سمتم
آمدی؛
من هم
به سوی «تو»
روانه
گشتمو
آغوشمان
گُل کرد
*…*…*…*…*…*
۶
در آغوشت
نمِ آرامشم
جاریست
و سهمِ سینهام
احساسِ سرشاریست
تمامیِ تنم
پُر گردد از:
مهر وُ
وجودم پُرتپش
از شورِ بسیاریست
*…*…*…*…*…*
۷
در آغوشت
چه آرامم
چقدر عشقست
در کامم
شرابِ بوسهی احساس
شده
پیوستهی جامم
*…*…*…*…*…*
۸
معمّای گلو،
شبنم!
تو را حل کردهام؛
هردم،
میانِ جدولِ احساس؛
درونِ دفترِ قلبم…
*…*…*…*…*…*
۹
ای نغمهی عاشقانهی دل!
خوشضربترین ترانهی دل!
«احساس» گرفت،
شوقِ «تو» باز؛
برگرد؛ بیا؛
بهانهی دل!
*…*…*…*…*…*
۱۰
ای سازِ دوبارهی دل من!
آوازِ دوبارهی دل من!
«احساس» دمیدهای به قلبم
همرازِ دوبارهی دل من!
*…*…*…*…*…*
۱۱
یک شب بیا؛ تا بنگری:
این قلبِ بیتابِ مرا
حالِ مرا؛ احساسِ دل
چشمانِ بیخوابِ مرا
زهرا حکیمی بافقی (الف- احساس)
خوانش مهرانگیزتان را سپاس!
ردّ قلمتان ماندگار در صفحهی مهرِ روزگار!

