قالب شعر: {قالب شعر:35}
در خیابانِ غزل، اسمِ تو معنا میشود
کوچهباغِ عاشقی، با مِهر، پیدا میشود
روی هر کوچه، شماره مینویسم؛ چون فقط
گفتنِ حرفِ دلم، با رمز و ایما میشود
دوست دارم، هر زمان، پیشِ تو میآید دلم
بشنوی رازی؛ که در سینه، معمّا میشود
نامهای را دل، نوشته، با مدادِ خونِ خویش
تا بخوانی نامه را با عشق؛ آیا میشود؟
عطرِ گلهای محبّت را به مِهرت چیدهام
از گلستانی که با عشقت شکوفا میشود
شک نکن قلبم به یادت، سرزمینی پرگل است
شهرِ احساسم برایت، شهرِ گلها میشود
در محلّاتِ دلم، گلبوسه میروید؛ مدام
کاشت، بذرِ میخک و گلهای مینا میشود
شهدِ گلهای بنفشه، را بچین از باغِ دل
از عسلهای بهارِ بوسهام؛ تا میشود
زهرا حکیمی بافقی (الف_حساس)
غزل ۱۰۵، کتاب آوای احساس.

