چای در نیمه شب
چای در نیمه شب
چای میریزم، سکوتِ خانه مهمانِ من است
طعمِ لبخندِ تو در هر جرعه درمانِ من است
از بخارِ چای تصویرِ تو پیدا میشود
گرمیِ یک خاطره در فالِ فنجانِ من است
ساعت از نیمه گذشت و بغضِ جانم تازه شد
تیکتاکش تا سحر، آوازِ پنهانِ من است
پنجره خیرهست امشب بر چراغِ کوچهها
هر چراغی شعله اش از آه سوزان من است
ماه امشب رویِ ایوانِ دلم منزل گرفت
تا سحر روشن ترین رویای چشمان من است
تا نفس باقیست از نامت غزل خواهم سرود
سوز این دلدادگی عنوانِ دیوانِ من است
روی دیوارِ اتاقم سایهای قد میکشد
با خودم گفتم تویی، این وهمِ هجرانِ من است
#لیلا ـــ رضاییان
تیر ۱۴۰۵


