لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 6 شهریور 1405

پایگاه خبری شاعر
سپرده به دریا
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران خراسان رضوی

قالب تخصصی اشعار : شعر سپید

 سپرده به دریا


 

دلبر من،

دریاچه‌ی سرخ،

به انتظار لبخندت،

مرواریدهایش را

بر گیسوان سبز ساحل سپرده.

 

گل شیپوریِ سرخی که؛

دست نوازشت را بر آن زدی،

راویِ قصه‌ها گشته

تا خبری از چشم‌هایت

به گل‌ها برساند.

 

زمینی که روزی بر چمن‌هایش گام نهادی،

به یادِ گام‌هایت،

دفِ عشق می‌نوازد؛

و آن درختِ بلند،

امروز دلتنگِ نگاه توست.

 

با کتابی کوچک،

رهسپارِ بادها می‌گشتی

و جهانِ کوچکت را بزرگ می‌کردی؛

گویی تنه‌ی درخت؛

کشتیِ خیال هایت بود

و شاخه‌ها، بادبانِ سفرهایت.

 

آن بادِ بهاری،

گیسوانت را به شاخه‌ها پیوند می‌ داد

و عطرِ موهایت،

با شکوفه‌ها هم‌نفس می‌گشت.

 

در آن کشتی عشق ؛

ریشه‌های بید،

تو را ناخدایشان یافتتند

و مسافرِ دریاچه‌ی نیلی‌رنگ گشتند.

من همان بودم

آن جوان لب برکه؛

بر کشتی خیال هایت سوار گشتم

و عاشقت شدم

 

آن چشمان مهربانت

مرا به دوست داشتنت امیدوار می کرد

برایت نامه‌ای نوشتم

و به دریاچه انداختم

تا پری دریاها، آرزوی مرا برآورده کند؛

اما او

تو را از قبل می شناخت

 

آن‌قدر محبوب بودی

که جنگل سبز

نامه را در میان صفی از نوشته‌ها جای داد

 

عزیز من

میان هزاران قلم

تو مرا برگزیدی

 

اما نمی‌دانم

با انتخاب من

جهانت کوچک‌تر گشت

یا تو به زندگی کوتاه، قانع بودی؟

 

 

دوست داشتی به آن سوی دریا بروی،

اما شمع زندگیت

پیش از موعد خاموش گشت

 

امروز، دریاچه

چشمانش از اندوه سرخ گشته،

قایقی که همیشه در آن می‌نشستی،

تابوت تو را با خود می‌برد.

 

تو را به او می‌سپارم

تا دریا همراهی‌ات می کند

همان جا که از بلندای درختان،

نظاره‌گرش بودی.

 

دلبر من، در این سفر تنها نیستی؛

گل‌های جنگل را بر تابوتت می‌گذارم،

شاید غنچه‌ها،

لبخندِ بهاری را به لبانت بازگردانند.

 

لباسِ گلدارت را پوشاندم

تا بدانی در قلب من،

این بهار هرگز زمستان ندارد.

 

تاری از موهایت را کنار می‌زنم..

گمان کنم زمان خداحافظی رسیده.

بوسه‌ای بر پیشانی‌ات می‌زنم.

 

خداحافظ، زیبای من؛

در اعماق این دریا،

جاودانه بمان

 


آثار دیگر شاعر :

قسم

اشعار شاعران