لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 17 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
چشم های یخی
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران خراسان رضوی

قالب تخصصی اشعار : شعر سپید

قالب شعر: {قالب شعر:35}


روزی روزگاری

کلبه چوبی ساختم

میان دشت ها

میان عطر گل ها

 

اجاق خانه روشن بود

دودی از آتشدان خانه،

رهسپار باد های بهاری شد

 

طعامی لذیذ

خنده ها را گرد هم آورده بود.

کرسی زیبای آن،

انگشتانم را گرم آتش می کرد

اما پیکان قدم هایم،

به امید دیدار یک دوست

به سوی ابر های برفی جهت گرفت

 

چاشنی، هوا به رنگ سرد بود

و لبخند ها، تندیس شکسته شده

کودکی کوچک ،

با دستانی کوچک،

درشتکچه ای را در برف به دوش می کشید

در قدم هایش

دانه های برف، مهمان پاهایش بود

زخم های پایش،

لبریز از بوسه های برف بود.

 

فنجانی از جنس دست،

به امید مهربانی یار،

به سوی آسمان بلند شد

اما بجای پاسخ نیک

خشم هایش را مهمان لبخند هایم کرد

 

ای ابر نامرد من

حقیقت را بدان

قلب تو،

خاکسترهای هوا را ،

در خود جای داده بود

سیاهی اطراف قلبت را گرفته بود

تو یگانه ابر زندگی ام بودی

اما در زنگ مهربانی،

نمره ات را باختی

 

به جای باران،

تگرگ را مهمان شانه‌هایم کردی

اکنون

دمِ غلیظ جان

در هوای سرد نفس می‌کشد.

 

دست‌های سردم

از هم دور شده اند.

آری،

فنجان امیدم را شکاندی.

 

تو برایم

هدیه ای تلخ آوردی

مروارید یخ ات را ،

نگین انگشتر دستانم کردی

 

 

جان خویش را به صدای طوفانی ات گرم کردم

و گوهر دل را ،با جوهر نامت جلا دادم

اما تو برایم نباریدی

 

چشمان خاموش تو،

دنیایم را به دیار خموشی برد

نگاهم را به سوی دل تنگی برد

 

زمین بعد آن ،

سال هاست برایم به گردش نمی رود

ساعت خانه ام

روز و دقیقه هایش ثابت مانده

گویی عقربه زندگی ام

به گردش خون تو دلگرم بود”


آثار دیگر شاعر :

اشعار شاعران